تبليغاتX
شاید دلتنگی باشه شاید عشق
پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی .....

              

روزی خواهد رسید که تو از من خواهی پرسید

مرا بیشتر دوست داری یا زندگی ات .

و من خواهم گفت زندگی ام

و تو مرا ترک می کنی

بدون آنکه بدانی

زندگی من

تو هستی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 17:22  توسط علی  | 

زندگي در حكم

 

يك نامه سر به مهر است ، آن را بگشاييد

يك سفر است ، به آن قدم بگذاريد

دردناك است ، تحملش كنيد

زيباست ، چشمان خود را به روي آن بگشاييد

طنز است ، بر آن بخنديد

حيرت انگيز است ، از آن لذت ببريد

شمع است ، آن را روشن كنيد

ارزشمند است ، آن را بيهوده تلف نكنيد

هديه است ، آن را باز كنيد

عشق است ، آن را ارزاني بداريد

بي انتهاست ، به دنبال آن برويد

انواري نوراني است ، در آن بدرخشيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 23:36  توسط علی  | 


      سلام بر تو اي مهدي(عج) ، اي جان جهان و اي گنج نهـان ،
       سلام برتوكه بركناره خوان گسترده نعمتت نشسته ايم
      و سـلام برتوكه بركرانه وادي غيبتت بي صبرانه در انتظار مانده ايم.
       درود شيفتگان دلسوخته ات را پذيرا باش.
      در هـوايش مي گشـــايم بـال و پـر
      مي نشانم چشم خود را من به در
      درد هجــرش را به جـانم مي خرم
      بـر ســـر راهـش نشــينم تا ســحر
      چـون رســـد از کـوچه هاي انتـظار
      ارمغــــــــان آرد بــرايــم از ســــــفر
      از غبـــــــار غــم گــرفتـــه عــاقبــت
      مي رســــد با تيـــغ حيــــدر بر کمر
      پـرچـم داد و عـــدالت بر کفــــــــش
      افســــــــر آزادگي دارد به ســـــــر
      عـالمـــي از هيبــتش دارد خــروش
      جـامـــه اي با رنگ حـق دارد بـه بـر
      آيــــد از دروازه هــــاي اشـــــــتياق
      تا «رهــــا» ســازد جهاني از خطــر

      

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 20:0  توسط علی  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 2:19  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 21:22  توسط علی  |