تبليغاتX
شاید دلتنگی باشه شاید عشق
پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی .....

مرگ در هر حالتی تلخ است ،
اما من
...
دوستش دارم كه چون از ره درآيد مرگ،

در شب آرام ، چون شمعی شوم خاموش
...
ليك مرگ ديگری هم هست،

دردناك ، اما شگرف و سركش و مغرور،
مرگ مردان، مرگ در ميدان،
با تپيدن ها طبل و شيون شيپور،
با صفير تيرو برق تشنه شمشير،
غرقه در خون، پيكری افتاده در زير سم اسبان.

وه چه شيرين است
رنج بردن ،
پا فشردن،
در ره يك آرزو ، مردانه مردن
!
وندر اميد بزرك خويش،

با سرود زندگی بر لب
جان سپردن
!
آه ، اگر بايد،

زندگانی را به خون خويش رنگ آرزو بخشيد،
و به خون خويش ، نقش صورت دلخواه زد بر پرده اميد،
من به جان و دل پذيرا ميشوم اين مرگ خونين را!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 22:48  توسط علی  | 

  

 

 

بی تو ،بی تو ای که در دل منی هنوز

داستان عشق من به ماجرا کشید

....

            

      من خيلي تنهام     

امشب از عشق و مرگ در روح من غوغاست .

من از مرگ نمی ترسم . از لحظات احتضار هراس دارم .         

خيلي دوستت دارم خيلي زياد

تنها مرگ است که دروغ نمی گوید.   

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 17:50  توسط علی  | 

 

 

 ميون اين همه كوچه كه به هم پيوسته

كوچه‌ي قديمي ما، كوچه‌ي بن‌بسته

ديوار كاه‌گلي يه باغ خشك

كه پر از شعرهاي يادگاريه

مونده بين ما و اون رود بزرگ

كه هميشه مثل بودن جاريه

صداي رود بزرگ هميشه تو گوش ماست

اين صدا، لالاييه خواب خوب بچه‌هاست


كوچه اما هرچي هست

كوچه‌ي خاطره‌هاست

اگه تشنه است اگه خشك

مال ماست كوچه‌ي ماست


توي اين كوچه بدنيا اومديم

توي اين كوچه داريم پا مي‌گيريم

يه روزم مثل پدربزرگ بايد

تو همين كوچه‌ي بن‌بست بميريم


اما ما عاشق روديم مگه نه

نمي‌تونيم پشت ديوار بمونيم

ما يه عمره تشنه بوديم مگه نه

نبايد آيه‌ي حسرت بخونيم


ميون اين همه كوچه كه به هم پيوسته

كوچه قديمي ما كوچه‌ي بن‌بسته


دست خسته‌ام رو بگير

دست خسته‌ام رو بگير

تا ديوار گلي رو خراب كنيم

يه روزي، هر روزي باشه

دير يا زود، مي‌رسيم با هم به اون رود بزرگ

مي‌رسيم به اون رود بزرگ

تنه‌هاي تشنه‌مونو

تنه‌هاي تشنه‌مونو مي‌زنيم

به پاكي زلال رود

پاكي زلال رود

دست خسته‌ام رو بگير

دست خسته‌ام رو بگير

تا ديوار گلي رو خراب كنيم

دست خسته‌ام رو بگير ... 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم دی 1384ساعت 1:34  توسط علی  | 

« امام جواد عليه السلام و راز شهادت »

به مناسبت 29 ذي القعده

 سالروز شهادت جوان ترين امام معصوم صلوات الله و سلامه عليه را تسلیت می گویم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 17:7  توسط علی  | 

 

امروز روز تولد من هست

از شهرستان خواهرم نرگس و صدیقه و روز قبل مامانم به من تبریک گفت دوستام هم با  اس ام اس منو شرمنده خودشون کردن و امروز سر کارم تو شرکت همه همکارم  تبریک گفتن  اولین کسی که به من تبریک گفت مامانم بود نزدیک بود گریه ام بگیره ولی جلو خودم گرفتم تا مامانم نفهمه چون مامانم خیلی داغ داره - چند ماه پیش دادش عزیزم از دست دادیم یادش گرامی می دارم

اون کسی که قبل از همه به من تولدم تبریک می گفت امروز در میان ما نیست روحش شاد باد

به یاد دادشم دوست دارم دوستان به جا تبریک تولد فقط یک حمد بخوانند از همه ممنونم

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 17:49  توسط علی  |